



در تعریف یک محیط جذاب، با علم به وجود سلیقههای مختلف میتوان به موارد متفاوتی اشاره کرد. وقتی صحبت از محیط و فضا میشود، معماری اولین هنری است که به ذهن میرسد اما باید دانست برای ایجاد یک محیط زیبا، در کنار این هنر، باید دانش و سواد بصری کافی هم داشت. هنر تناسبات، دانش رنگ و میزان مناسب ترکیببندی آنها در کنار هم، معانی و احساسی که نقوش منتقل میکنند، خلاقیتی که باعث تنوع و لذت کاربر شود، انتقال احساس نشاط، سرزندگی و بسیاری از موارد دیگر که در ادامه به آن اشاره خواهیم کرد مواردی هستند که طراح معمار باید مسلط بر آنها باشد.
جهت نقشه ساختمان، دستور نقشه، نمای ساختمان، طراحی ویلا، طراحی برج باغ، اخذ جواز ساختمان، طراحی نقشه فاز 2، طراحی نقشه معماری میتوانید با گروه مهندسی آروینس در ارتباط باشید.


یک مهندس معمار باید بداند که تفاوتهایی که او را از یک مهندس عمران، متمایز میکند چیست. برای یک مهندس معمار یا بهتر بگوییم مهندس طراحی معماری، علاوه بر تأمین کاربریهای فضا ِ ِ زیبایی و روح زندگی در محیط، اهمیت بسیاری دارد. از دید او، اتاق پذیرایی، اتاق بزرگی نیست که در آن از مهمانان پذیرایی شود! اتاقی که علاوه بر ظرفیت پذیرایی، حس آرامش و طراوت دارد که مهمان از حضور در آن محیط لذت کافی میبرد! این آسودگی و آرامش را فقط مختص به یک اتاق نمیداند بلکه برای طراحی اتاقخواب نیز علاوه بر طراحی فضای مناسب و کافی برای مبلمان آن، به ایجاد یک محیط دنج و دور از استرس باانرژی های مناسب آن فکر میکند؛ انرژیهایی که قطعاً با انرژیهای اتاق پذیرایی فرق میکند.


گرافیک یکی از شاخههای هنرهای تجسمی است که با بسیاری از هنرهای دیگر، مرزهای مشترکی دارد. از کاربریهای گرافیک میتوان به موارد آموزشی، فرهنگی، اجتماعی، اطلاعرسانی، تبلیغات و البته تلطیف و زیباسازی محیط اطراف کاربریهای دیگر اشاره کرد. در این تصویر مشاهده میکنید که طراح چگونه از اجرای هنرمندانه یک تابلوی راهنما که جنبه اطلاعرسانی دارد توانسته تا هم به تزیین دیوار و هم مبحث سرزندگی در محیط کمک کند.

همانگونه که ورزش اسکی یا کوهنوردی هرکدام لباس و ابزار مخصوص به خود را دارد، طراحی هر محیط هم نیاز به پوشش خاص فضای خود را دارد! برای مثال، سینماها فاقد پنجره هستند چون نهتنها نیازی به نور بیرون ندارند بلکه وجود نور بیرونی باعث مزاحمت نیز خواهد بود. در طراحی سالن سینما تمامی صندلیها به یک سمت طراحی میشود چون هدف، تماشای یک پرده است. همچنین قبل از خروجی سالن به کوچه و خیابان، محیطی با نور میانه طراحی میشود تا چشم تماشاگران بهیکباره از محیط کمنور به فضای پرنور باز نشود.
پس همیشه باید بهطور منطقی به جزییات و مسائلی که کاربر در آینده با آن روبرو خواهد شد، توجه و نگاه هنرمندانه داشت.
گاهی ایرادات یک پلان معماری، صرفاً با ترسیم مهندسی یک دیوار حل نمیشود و طراح معمار با طراحی یک جداکننده، منجی ِ نقشه میشود. در تصویر انتهایی با یک ایده جداکننده فضا روبرو هستیم که دید غیرمستقیم ایجاد میکند. ازاینجا به بعد میتوان منتظر ایدههای خلاقانهتر هم بود. به یاد داشته باشید که در طراحی معماری، خلاقیت، بنبستی ندارد!


حفظ تعادل، تناسب، تداوم، تنوع، انسجام، فرم مناسب و همچنین تزئین و انتخاب رنگ، نور و بافت و … مربوط به دانش سواد بصری هست که هر مهندس معمار باید در اثر هنری خود از آنها بهره بگیرد.
همانطور که یک کارآگاه از پشتمیزنشینی لذتی نمیبرد و همواره به دنبال کشف معماهای جدید است و با دریافت پروندههای پیچیده راضیتر به نظر میرسد، مهندس معمار نیز به دنبال راهحلهایی برای رفع موارد مشکلزا در طرحهای معماری است!
برای نمونه یکی از مثالهایی که نظم طراحی یک معمار را به هم میریزد، محل نصب کپسول آتشنشانی در داخل یک سازمان و یا شرکت اداری میباشد. در این تصاویر شاهد هستید که چگونه یک معمار خوشذوق با برخوردهای متفاوت توانسته تا این مشکل را تبدیل به یک نماد تزئینی و شاد در وسط فضای پر رفتوآمد کرده و یا با طراحی یک قاب شیک، حتی به عناصر تزئینی.تبلیغی محیط اضافه نماید.
گرافیک در معماری شامل فضاهای درونی و بیرونی میشود از نمای ساختمان تا تبلیغات و حجمهای تزئینی شهری، ایستگاههای اتوبوس و مترو، طراحی مانَکها و فضای سبز نمایشگاهها و طراحی غرفههای آن، فضاهای اداری و آموزشی، گرافیک و هنر تزیینات داخلی در محیط خانه و دیوارنگارههای شهری و …




گرافیک شهری مختص به بیلبوردها و تابلوهای تبلیغاتی و تجاری نیست. نمای ساختمانهای شهری در کنار هم مجموعهای بصری را شکل میدهد که در روح و روان شهروندان، تأثیرگذار خواهد بود. بنابراین میتوان گفت گرافیک محیطی در محیطهای بیرونی و درونی، ما را احاطه کرده است، پس شایسته است تا بادانش و وسواس بیشتری آن را خرج کنیم تا شرایط و محیط اطرافمان سرشار از زیبایی، نظم، منطق، آرامش، تحمل، نشاط و لبریز از لذت زندگی باشد!
روانشناسی رنگ، دانش باارزشی است که یک طراح معمار حتماً باید از آن بهاندازه کافی برخوردار باشد.
وقتی ِ رنگ قرمز تعداد زیاد بیلبوردهای یک خیابان میتواند در افزایش هیجان و تعداد تصادفات آن خیابان نقش داشته باشد، پس حتماً در فضاهای کوچکتر و داخلی هم میتواند تأثیرگذار باشد.

اما آیا فقط رنگ است که در زیبایی یک اثر هنری مؤثر است یا شکل و فرم هم میتواند تأثیرگذار باشد؟ زیباترین رنگ کدام است؟ زیباترین شکل هندسی چطور؟ بدون شک پاسخها کاملاً متفاوت است. اما حق با کیست؟ میتوان گفت سلیقه هر فرد، شخصی بوده و برای ادعای زیبایی یک اثر، کافی و کامل نیست اما وقتی همان اثر را بادانش بصری نقد کنیم در حقیقت ملاکهای لازم را برای تحسین یک اثر بازگو کردهایم.
فرض کنیم آبی ازنظر ما زیباترین رنگ باشد، آیا این رنگ بهعنوان رنگ دیوار یک منزل مسکونی در منطقه سردسیر هم جذاب به نظر میآید؟ قرمز همیشه زیباست؟ زیباییِ قرمز در مناطق گرمسیر چگونه است؟ سبز مورد تأیید است؟ چند درصد مردم منطقه سرسبز شمال، علاقه به پوشیدن لباس سبز دارند و یا چه تعداد شیروانیهای سبزرنگ در آن منطقه میبینید؟ و چرا؟ سطح صاف و صیقلی زیباست یا سطوح دارای بافت؟ چه کسی سطح صیقلی را برای کف پیادهرو انتخاب میکند؟
آیا میتوان نتیجه گرفت زیبایی با توجه به کاربری و یا موقعیت جغرافیایی و … متغیر است؟
چه نکات دیگری در این بحث مطرح میشود؟ پاسخ عمومی به این سؤالات را دلیل و چرایی منطقی آن مشخص میکند. برای پرداختن به این نکات به نقطه شروع برمیگردیم. سواد بصری!

سواد بصری
حالا ببینیم سواد بصری چیست؟ سواد بصری عبارت است از شناخت اجزای بصری به همراه معانی، قوانین و روابط بصری بین آنها.
اجزای بصری: نقطه، خط، سطح، حجم، نور، بافت، رنگ و …
روابط بصری: حرکت، ریتم، تکرار، تعادل، تقارن، ترکیببندی، فاصله، تناسب و …
هرکدام از اجزا و روابط بهتنهایی میتوانند معانی مختلفی داشته باشند که در صورت کنار هم قرار گرفتن انرژی و یا حسهای متفاوتی را القا میکنند. در اینجا قصد نداریم بهصورت ریشهای به سواد بصری بپردازیم بنابراین خیلی کوتاه به معانی اجزا و روابط بصری اشاره میکنیم و در ادامه با آوردن مثالهای تصویری، توضیحات تکمیلی را ارائه خواهیم کرد.

نقطه سنگین

نقطه متعادل

نقطه سبک
نقطه: بزرگترین مشخصه یک نقطه، جلبتوجه و تمرکز مخاطب به خود است. بنابراین طراح باید بداند که در طراحی خود، کجا از نقطه استفاده کند. در سه تصویر مقابل بهراحتی متوجه میشوید که چگونه یک نقطه در یک کادر ثابت میتواند با سه وزن مختلف به نظر برسد.


دو تصویر مقابل بهخوبی نشان میدهند که چطور نقطههای تیرهرنگ به سمت جلو و نقاط روشنتر به سمت عقب در حال حرکتاند. حالا شما بهراحتی میتوانید تشخیص دهید که کدام زمینه برای دیوار پوش اتاق کودک مناسبتر است. یکی از زمینهها سکون بیشتر یا بهنوعی آرامش بیشتری را القا میکند و دیگری جنبوجوش بیشتری را داراست.
خط: هر خط صافی، مستحکم و قاطع به نظر میآید. انرژی خط بالاست و حتی میتواند جهت و هدف را مشخص میکند اما خط شکستهبسته به زوایای آن میتواند خشونت و یا هجوم را تداعی کند.همچنین خط منحنی نیز نرمتر از خط صاف است و آرام، لطیف و مهربان به نظر میآید. در اینجا بهخوبی میبینید که چطور خطوط میتوانند باعث جهت دادن به نقطه باشند.


در تصویر راست تعدادی خطوط متقاطع را شاهد هستیم که تشکیل مربعهای بسیاری را دادهاند که با توجه به زاویهای که دارند بشدت چشم را به سمت خود جلب میکنند.. همین زاویه و پراکندگی نامنظم باعث میشود تا آرامش از این ساختمان کمی دور شود! در تصویر سمت چپ بااینکه در بالای ساختمان خطوط شکسته را میبینیم ولی نظم موجود در خطوط شکسته، باعث میشود کمی آرامش بیشتری را نسبت به تصویر راست احساس میکنیم




بااینکه گفتیم خطوط منحنی مهربانتر هستند ولی منحنیهای تصویر راست آرامش بیشتر و خطوط منحنیهای تصویر چپ تقریباً آرامش خود را ازدستدادهاند. بنابراین تحت هر شرایطی باید مراقب حسی که از تصویر ما منتشر میشود، بود و بتوان کنترل آن را به دست گرفت. جهت مخالف منحنیها در تصویر سمت چپ باعث آشوب در تصویر شده و شاید اگر منحنیها همسو بودند اینچنین جنبوجوش نمیداشتند!
سطح: تمامی اشکال هندسی و غیر هندسی را شامل میشود. مربع سطحی پایدار و استوار، دایره سطحی نرم و مهربان و مثلث نیز بهطورکلی نماد حرکت، خشونت و هیجان میباشد.باید دقت داشت که با زاویه دادن به آنها نیز میتوان به معانی گستردهتری دستیافت. یک طراح معمار بعد از تسلط کامل به طراحی با سطوح، آرامآرام به قدرت در طراحی با حجم میرسد. از دید او یک مستطیل همیشه چهار زاویه نود درجه ندارد و گاهی از خطوط منحنی بهجای زوایای قائمه استفاده میکند. نظم و انضباط بخشیدن به چیدن مستطیلهای گوشه گرد بهمراتب سختتر از مستطیل ساده است. گاهی زاویه دادن به همین سطوح ساده میتواند بزرگترین مشکل ما را در طراحی پلان حل کند.

بهطور یقین تا به امروز حتماً روی یکی از این چند طرح سنگفرش بتنی راهرفتهاید.
طراحی این مدلها را سال ۱۳۶۹ برای شهرداری تهران انجام دادهام و خوشبختانه هنوز هم برای کف پیاده راهها استفاده میشود.
ایده سنگفرشهای بتنی از آنجایی به ذهن رسید که شهرداری در بازسازی پیادهروها پس از تعمیرات تأسیسات زیرزمینی دچار مشکل یکدستسازی آسفالت روی آن میشد. بلوکهای بتنی قسمت موردنظر برداشته میشود و پس از انجام تعمیرات بهجای خود بازمیگردد. هم صرفهجویی اقتصادی و هم یکنواخت شدن سطح پیادهرو.
دو سال بعدازاین پروژه وقتی برای انجام یک سفارش به یکی از سازمانهای بزرگ مراجعه کردم، مسئول محترم، انجام این کارها را توسط اینجانب باورناپذیر دانست. برای اثبات این امر ِ ظرف دو روز نام کوچک ایشان را بهصورت سنگفرش تکرارشونده (مدولار) طراحی نمودم…
هدف از اشاره به این خاطره، خودستایی نبوده و تأکید بر این است که کار طراحی یک معمار، منحصر به استفاده از سطوح ابتدایی هندسی نیست و توانایی و خلاقیتهای هنری او در هر زمینهای جای بسط و گسترش دارد.
